چند ازين اوصافِ ناقض: ياسمين و برگِ گُل؟دلبرِ من، در لطافت، زينهمه افزونتر است
وای من! افسوس، کاين گلْبرگتر از برگِ گُل
نوبهاران را، خزانپوشِ منِ بدْاختر است
فقرِ من، سرمايهیِ يکعمر خودبازیِّ من
در کفِ عشقی، که صد دلْدادگیش آبشخور است
نک، بلایِ جانِ من گشتهست، کاندر کویِ عشق
پایِ لنگِ من، به صد سنگِ جفا، اندرخور است
کاش راهی بود کز شرمندگیها وارهم
ليک، اين دنيایِ دون، دشمنْمن و، دونْپرور است!!!
880631



0 comments:
Post a Comment